السيد محمد حسين الطهراني
9
معاد شناسى (فارسى)
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ * فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ * فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ . « 1 » ميفرمايد : زماني كه بأس و شدّت ما به اين امّتها رسيد و خود را در چنگال قهر و عذاب ما مشاهده كردند ، گفتند : حالا ايمان مىآوريم به خداوندى كه شريكى براى او نيست ، و به آن شركى كه سابقاً داشتيم و موجودى را در مقابل خدا مؤثّر قرار مىداديم ، فعلًا كافريم . درحالىكه وقتى اختيار داشتند و اراده داشتند و پيمبران بسوى آنها ميرفتند و با زبان نرم و ليّن آنها را نصيحت ميكردند و پند و اندرز مىدادند ، أبداً حاضر براى استماع نبودند و متّكى به علم و دانش خود بودند ؛ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ . به پيغمبران مىگفتند : گفتار شما به درد نمىخورد ؛ ميگوئيد : ما از عالم غيب خبر داريم ، از خدا خبر داريم ؛ عالم غيب كجاست ؟ خدا كيست ؟ ما خودمان داراى علم هستيم ، مكتب داريم ، دانشگاه ديدهايم ، متخصّص فنّ شدهايم ، تخصّص گرفتهايم ، ما اتم را شكافتهايم ، ما تمام امراض را بررسى كردهايم ، ما حقيقت ميكرب را
--> ( 1 ) آيات 83 تا 85 ، از سورهء 40 : غافر